ایجاد یک گروه و شروع به کار به عنوان مدیر یک مجموعه کار آسانی نیست.
همه ما اغلب شنیدهایم که تبدیل درآمد چندرقمی به یک درآمد میلیوندلاری کار آسانتری است تا تبدیل صفر به اولین درآمد ششرقمیتان. همانطور که همه ما میدانیم، شروع کار همیشه چالشبرانگیز است.
اما نگران نباشید، من میخواهم به شما کمک کنم. میدانم که گاهی برای رساندن صدایتان به مردم و جذب مشتریان مورد علاقهتان به مشکل برخوردهاید. امروز میتوانید پنج قدم بزرگ در زندگی حرفهایتان بردارید تا اعتباری برای خود ایجاد کرده و به عنوان رهبری خارقالعاده و مشتاق زندگی مردم را دچار تحولاتی شگفتانگیز کنید.
مرحله اول: شخصیت واقعی خود را بشناسید.
روی خودتان سرمایهگذاری و خود را کشف کنید تا بتوانید به بهترین شکل آنچه را در چنته دارید بروز دهید. همیشه از خود بپرسید که از چه ارزشهای منحصر به فردی در محل کارتان استفاده میکنید، داستان شخصی شما چه ارتباطی با مشتریانی دارد که میخواهید کمکشان کنید و چگونه میتوانید به هدف نهاییتان برسید. مردم خریدار چیزی نیستند که شما انجام میدهید؛ بلکه آنها خریدار دلیل انجام آن کار هستند. اگر میخواهید خود را به شکلی معتبر و هدفدار نشان دهید، باید بسیار شفاف عمل کنید. مردم میخواهند زندگیشان را در دستان شما قرار دهند، پس آنها باید از همه چیز خبر داشته باشند. چه چیزی شما را به این کسبوکار کشانده است؟
مرحله دوم: تبلیغاتی شفاف و خالص داشته باشید.
یکی از اولین کارهایی که مدیران جدید برای یادگیری هرچه بیشتر نکات مدیریتی انجام میدهند این است که در بسیاری از خبرنامههای ایمیلی عضو میشوند تا ببینند که اوضاع از چه قرار است. البته این روش اگر به درستی و با احتیاط انجام نشود، میتواند به اشتباهی بزرگ تبدیل شود. این کار باعث میشود که صندوق پستی افراد تازهکار پر از ایمیل شود و زمان باارزشی که میشد صرف خلق و تولید و مدیریت شود، از بین برود. مشکل دیگر این است که شاید مدیران تازهکار ناخواسته رفتاری شبیه به دیگران در پیش بگیرند و شفافیت و نوآوری در وجودشان از بین برود. بنابراین از لغو عضویت در خبرنامه نترسید و بدانید که مهمترین نکته این است که اعتبار و درستی خود را حفظ کنید.
مرحله سوم: خود را به عنوان متخصصی معتبر بشناسانید.
اجازه دهید که پیامتان به شکلی طبیعی و با اعمال نفوذ نهادهای معتبری که طرفداران زیادی دارد، منتشر شود. میتوانید در سایتهای شناختهشده به عنوان نویسنده مهمان حضور پیدا کنید و یا با تهیه پادکستهای آموزشی و انتشار آنها در وقت باارزشتان هم صرفهجویی کنید. من به شخصه با همین روش و نوشتن فقط سه مطلب به عنوان نویسنده مهمان در سایت آنتروپرونر (کارآفرین)، تعداد فالوئرهای توئیترم را از صفر به 800 رساندم.
برای دیدهشدن از این استراتژی استفاده کنید:
- جمله «برای ما بنویسید/نویسنده ما باشید» را در گوگل جستوجو کنید. میتوانید کلمه کلیدی مرتبط به حیطه موردعلاقهتان را نیز در کنار آن قرار دهید تا سایتهای مرتبطتری را در جستوجوی گوگل پیدا کنید.
- بیش از صدها سایت را خواهید یافت که مایلند شما به عنوان نویسنده افتخاری با آنها همکاری کنید.
- زمانی که مطلبتان چاپ شد، لینک آن را در شبکههای اجتماعی و انجمنهایی که در آن حضور دارید، منتشر کنید تا اعتبار و قدرت رهبریتان را به دیگران نشان دهید.
مرحله چهارم: با برندسازی خود هماهنگ شوید.
برندسازی بخشی از تبلیغات شماست. پس همانطور که دارید وبسایت خود را میبینید، نحوه خوشامدگویی وبسایتتان را مورد بررسی قرار میدهید و صفحات شبکه اجتماعی خود را بررسی میکنید، از خود بپرسید که آیا آنها واقعا آنچه را که میخواستید نشان میدهند یا خیر. هر برند باید احساس خاصی به مشتری القا کند؛ برای این که احساسات مرتبط با برند خود را پیدا کنید، باید فهرستی از برندهایی را که الهامبخش شما هستند تهیه کنید و از آنها درس بگیرید. اغلب متوجه میشوید که ویژگیهایی که شما را جذب کردهاند همان هایی هستند که از قبل در شخصیت شما وجود داشتهاند.
مرحله پنجم: در هر برخورد تغییری ایجاد کنید.
آیا تا به حال افرادی با شما تماس گرفتهاند که احساس کنید انگار آنها دارند از روی متنی از پیش نوشتهشده با شما صحبت میکنند و به شما و نتایجی که باید از خدمات آنها دریافت کنید، بیتوجهند؟ قطعا احساس خوبی به شما دست نداده است. باید بدانید تمام افرادی که با آنها در تماس هستید، تجربه متفاوتی از تماستان دریافت میکنند و همین نکته ویژگی بسیار خوبی برای تحت تاثیر قراردادن دیگران است. میتوانید کاری کنید که مشتریان بالقوهتان شروع به صحبتکردن در مورد شما کنند.
این کار همیشه آسان نیست؛ زمان میبرد. تلاش زیادی باید بکنید. برای این که به شما کمکی کرده باشیم، پنج سوالی را که هر مدیری باید از مشتریانش پرسیده باشد در این مقاله میآوریم تا همواره بتوانید تغییر زیادی در هر برخورد با مشتری ایجاد کنید:
1- میخواهید چه نتیجهای از وقتی که به من اختصاص دادهاید، بگیرید؟
2- چرا این موضوع برایتان اهمیت دارد؟
3- چه چیزی مانع از این میشود که نتایج دلخواه خود را کسب کنید؟
4- اگر میدانستید که شکستی در کار نخواهد بود، شروع به انجام چه کاری میکردید؟
5- منتظر چه چیزی هستید؟
عالی است، مگر نه؟
تبدیلشدن به رهبر، مدیر یا مشاوری حرفهای چیزی نیست که به راحتی به دستش آورید. باید تلاش کنید و زمان بگذارید. اما فقط به خاطر داشته باشید که این یک سفر است، نه مقصد. باید بپذیرید که مهارتهای شما در طول زمان باید ارتقا پیدا کند. باید عاشق کارتان باشید.
سرمایه گذاری روی خودت را شروع کن، ثروت و درآمدت را افزایش بده