نوشته ریچارد کخ
1- این اصل که ابتدا از سوی اقتصاددان ایتالیایی، ویلفردو پارتو عنوان شد گاهی به نام «اصل پارتو» شناسایی میشود. این اصلی است که رعایت آن موجب موفقیت بسیاری از سازمانها و موسسات تجاری سبب شده است. نتایج این اصل برای کسانی که از آن آگاهی ندارند معجزهگونه کار میکند زیرا برخلاف نظریه متعارف اقتصادی است. بیجهت نیست که در مواردی این اصل را «قانون کمترین تلاش» نام دادهاند.
2- کخ به این موضوع اشاره دارد که 80 درصد نتایج حاصل 20 درصد فعالیتها هستند. اغلب فروشها ناشی از 20 درصد خط تولید هستند.
قانون 20/80 به شکلگیری دنیای نوین کمک کرده است و با این حال همچنان یکی از اسرار بزرگ زمانه ماست. حتی کسانی که از قدرت راستین این اصل استفاده میکنند از قدرت آن اطلاع چندانی ندارند.
3- عقل و خرد متعارف حکم میکند که همه تخممرغها را در یک سبد قرار ندهید. خرد 80 به 20 میگوید که سبد را به دقت انتخاب کنید، همه تخممرغهایتان را در آن قرار دهید و بعد چونان عقابی تیزبین به نظاره آن بنشینید.
قانون 20/80 میتواند شما را به رهایی برساند. میتوانید کمتر کار کنید و همزمان بیشتر درآمد کسب کنید و بیشتر لذت ببرید.
4- با شناسایی اینکه در چه کاری خوب هستید و سپس با بیشتر انجامدادن آن، موفقیت به سهولت نصیب شما میشود.
5- دنیای جدید میگوید تلاشکردن دیگر کافی نیست و اینکه صلاحیت محض در اشخاص لزوما به موفقیت ختم نمیشود. باید کاری بکنید که برایتان آسان باشد، باید کاری بکنید که آن را دوست داشته باشید تا بتوانید نسبت به سایرین برتری داشته باشید و بتوانید به رأس فعالیتی که میکنید، انتقال پیدا کنید.
6- اغلب آن چیزهایی را که ارزشمند میدانیم، ماحصل جزیی از زمانی هستند که صرف میکنیم. برای اینکه اثربخشی خود را به مقدار زیاد افزایش دهیم، یا بر خوشبختی خود بیفزاییم، یا درآمدمان را زیاد کنیم، باید وقت بیشتری را صرف رسیدن به خواستهمان بکنیم. کخ میگوید استنباط جامعه ما از زمان فقیرانه است. او معتقد است به انقلابی در زمینه زمان نیاز داریم.
مدیریت زمان به شکل متعارف موضوعی درباره بالا بردن بازدهی کاری است که انجام میدهیم. بحث بر سر این است که باید اولویتبندی بهتری داشته باشیم. کخ میگوید علت بسیاری از ناکامیهای ما این است که فکر میکنیم چه استفادهای از زمان بهینه است و چه استفادهای درست نیست. اشکال دیگر این است که تصور میکنیم وقت کم و تنگ است. فکر میکنیم کارهای متعددی داریم که باید انجام دهیم و بنابراین تحت فشار هستیم.
اما برای اینکه بتوانیم از زمان خود استفاده به مراتب بهتری بکنیم، قانون 20-80 ایجاب میکند که به اولویتهای خود بازگردیم و ببینیم آیا به بهترین شکل از اولویتهای زندگی خود بهره میگیریم یا نه. کخ میگوید اغلب اشخاص وقتشان را صرف کارهایی میکنند که اهمیت و بازدهی چندانی ندارد.
7- آیا پیوسته تلاش میکنید و با این حال به جایی نمیرسید؟ کخ ما را به مطالعه ماتریس فون مانشتاین توصیه میکند. فون مانشتاین یک ژنرال آلمانی بود که به این نتیجه رسید که بهترین افسران، آنهایی که کمترین اشتباه را میکنند و آیندهبینتر هستند، هم هوشمند و هم تنبل هستند. کخ از این ماتریس در مورد اقتصاد امروزه استفاده میکند. او میگوید راه ستارهشدن این است که هوشمندهای تنبل باشیم. به جای اینکه هدف دشوار را که فکر میکنیم برای ما احترام به همراه میآورد انتخاب کنیم، باید به آنچه به دست آوردنش ساده است فکر کنیم.
8- موفقها برای رسیدن به خواستههایشان برای خود اقدامات کوچک، اما به شدت ارزشمند را در نظر میگیرند. این مطالبی است که در بازارهایی که عرضه بسیار زیاد و تقاضا بسیار کم است هم مصداق دارد. به عنوان مثال و نمونه این بازارها میتوان به بازار بازیگری و ورزش توجه کرد. صدها تنیسباز حرفهای در بازار ورزش فعالیت میکنند، اما تنها یکی از آنها آندره آغاسی میشود که شرایط منحصر به فردش به او اجازه میدهد بر حریفان خود غلبه کند. در تمام زمینهها کلید رسیدن به موفقیت رهبری، اشتیاق، جدیت، کنجکاوی و یادگیری ادامهدار است.
9- اندیشه 20/80 ترکیبی از آرزو و بلندپروازی و رفتاری آرام و مطمئن است. باید از زمان به شکل غیرمتعارف استفاده کرد و فلسفهای لذتجویانه داشت. کخ معتقد است که در فرهنگ «کار=موفقیت» ما، لذتجویی کنار گذاشته شده است. لذتجویی خودخواهی نیست. هر چه بیشتر از انجامدادن کاری لذت ببریم، در آن کار بهتر میشویم و احتمال اینکه این اقدام ما به دیگران هم سود برساند افزایش مییابد. توجه داشته باشید که بهترین بهرهها و نتیجهها نصیب عالیها نمیشود، نصیب برجستهها میشود.
سرمایه گذاری روی خودت را شروع کن، ثروت و درآمدت را افزایش بده