مطلبی از شبنم قربانی
این مقاله به موضوع «عزتنفس» میپردازد. عزتنفس به زبان ساده، قیمتی است که انسان روی خود میگذارد. اعتمادبهنفس با عزتنفس متفاوت است. اعتمادبهنفس احساس توانستن و از پس کارها برآمدن است؛ درحالیکه عزتنفس چیزی فراتر و برتر است. عزتنفس به شما میگوید چه چیزهای ارزشمندی در وجود شماست که باعث میشود بهای شما فراتر از چیزی شود که اهل کوچه و بازار بتوانند قیمتی برای تعیین کنند؟! وقتی کسی از ارزشمندی و گرانقدری خودش مطمئن باشد، برای بهچشمآمدن و محبوب نگاهها واقعشدن و تحسین دیگران، خودش را به آب و آتش نمیزند. از خودش مطمئن است و با واقعگرایی در انجام کارهایی که خود را توانمند میداند، پیشقدم میشود. درواقع اعتمادبهنفس محصول و میوه عزتنفس است. عزتنفس که بیاید، اعتمادبهنفس هم خودبهخود میآید.
این مقاله را میتوان پاسخی دانست برای سوال همیشگی پدر و مادرهایی که دائم میگویند از آینده فرزند خود بیم دارند و میترسند آنها گرفتار وسوسههای افراد فریبکار شوند، در بزرگی ثروت خود را به باد دهند و خود را به بهایی ارزان به کسانی بفروشند که بههیچوجه نمیارزند. این دغدغه همیشگی پدران و مادران دلسوز است. آنها میخواهند بدانند الان که هستند و توان دارند، چه هدیهای میتوانند به فرزندشان بدهند که او را در بزرگی و تنهاییهای آینده، همراهی کند و مانع از لغزش و زمینخوردنشان در آینده شود و اگر هم زمینخوردن و شکستی را تجربه کردند، باز هم بتوانند دوباره از جا برخیزند و زندگی تازهای را شروع کنند؟!
پاسخ این سوال دو کلمه بیش نیست: «عزتنفس!»
کسی که عزتنفس دارد، خود را تنها شاهزاده مقتدر سرزمین وجودش میداند. جسم و ذهن و روانش را دوست دارد و اجازه نمیدهد هیچکس به آنها آسیبی برساند. فرد دارای عزتنفس به خودش کاملا مطمئن است و نیازی به تعریف و تمجید دیگران ندارد. درمقابل از بدگویی و توهین دیگران هم ناراحت نمیشود. او از ارزشمندی، یکتایی و بیهمتایی خود کاملا آگاه است و برای اثبات خودش نیازی به تایید دیگران ندارد.
پدر و مادرها اگر میخواهند فرزندانشان آیندهای محکم و پایدار داشته باشند باید از همان لحظه تولد، تا میتوانند، عزتنفس فرزندشان را تقویت کنند. با او همچون شاهزادهای برخورد کنند که به امانت مدتی نزد آنهاست تا رشد کند و قدرتمندانه مهار زندگی خود را در دست بگیرد. به جای اینکه به فرزندشان دیکته کنند با دوستان ناباب رفاقث نکنند، کافی است ارزش گوهر وجود آنها را برایشان تشریح کنند و با دلیل و منطق بیارزش بودن دوستی و رفاقت با آن اشخاص نامناسب را برایشان تشریح کنند. وقتی فرزندشان فهمید که حتی درکنار افراد نامناسب قدمزدن هم باعث کاهش قیمت و بهای گوهر وجودی آنها میشود، خودشان بیآنکه نظر کسی را بپرسند، بلافاصله از این افراد ناباب فاصله میگیرند و در آینده هم اصلا دوروبر آنها نمیچرخند.
متاسفانه یک نگاه اشتباه در جامعه درخصوص عزتنفس وجود دارد. بسیاری بر این باور غلطند که «عزتنفس بالا» به معنای غرور و تکبر و خودپرستی است. آنها معتقدند چون غرور بد است، پس عزتنفس بالا هم چیز خوبی نیست! این از آن نوع نتیجهگیریهای بیاساس است که متاسفانه باعث شده است خیلیها از ترس برچسب غرور، به اسم فروتنی خود را خوار و ذلیل کنند. اگر خوب به این باور اشتباه فکر کنیم، میبینیم کسانی که معتقدند غرور چیز بدی است درواقع با ازبینبردن نشانههای عزتنفس، به زبان دیگر میگویند ذلت و تسلیم و حقارت چیز خوبی است! اما آیا واقعا ذلت بهتر از غرور و عزت است؟!
شکی نیست که افراد صاحب عزتنفس مراقب جسم و سلامتی خود هستند. بهداشت و نظافت را با حساسیت دنبال میکنند، لباسهایی مرتب و تمیز به تن دارند و محیط زندگیشان منظم و پاک است. هر غذایی را نمیخورند و پای هر سفرهای نمینشینند. سرساعت میخوابند و ورزش را هرگز از یاد نمیبرند. ذهن خود را با افکار منفی مغشوش نمیکنند و با کنترل دقیق فعالیتها و اولویتبندی امور، وقت و زمان خود را به عاقلانه ترین شکل مدیریت میکنند و با حداقل استرس و تنش زندگی میکنند. حتی برای یک لحظه هم زندگی در محیطهای آلوده را تحمل نمیکنند و به محض اینکه چنین اجباری به آنها تحمیل شد به نقاط مناسبتر نقلمکان میکنند. آنها برای سلامتی ذهن و روان و جسم خود و عزیزانشان سرمایهگذاری میکنند. چنان از جسم و ذهن و روح خود مواظبت میکنند که انگار مراقب گرانبهاترین گوهر دنیا هستند. بدیهی است این گونه افراد با هرکسی که از راه برسد دوست و همسفر و همسفره نمیشوند. آنها همه عوامل و موارد موثر زندگی خود را شخصا انتخاب میکنند. برای خود ارزش خاصی قائل هستند. بهطرز شگفتآوری خونسرد هستند.
خونسردی آنها دو دلیل روشن دارد. یکی اینکه ذرهای در ارزشمندی خود شک ندارند و به همین خاطر هرچه دیگران خلاف آن بگویند، اساسا باور ندارند و دوم اینکه برای حفظ آرامش خودشان، به هیچکس اجازه نمیدهند ذهن و روان آنها را به بازی بگیرند. درواقع اولویت آنها سلامتی، آرامش، یکپارچگی، حفظ قوام و استحکام ذهن و نیز روان و جسم و نفس خودشان است. آنها عزتنفس دارند و این بدان معناست که نفسشان عزیز و نفوذناپذیر است.
فرد فاقد عزتنفس کسی است که هیچ ارزشی برای خودقائل نیست. چون خودش را دوست ندارد، صدمرتبه بدتر برای دیگران هم هیچ ارزشی قائل نیست. چنین شخصی فاقد هرنوع مهر و محبتی است و به معنای واقعی خودخواه و خودپرست است. او با کمترین مبلغ ممکن خریده میشود و در ازای مزدی اندک هر کاری را انجام میدهد. چیزی برای دفاعکردن ندارد و به همین خاطر در حمله به دیگرانی که داشتنیهای خود را عزیز میشمارند، بیرحم و جسورند. طبیعی است که افراد فاقد عزتنفس بهخاطر نفس ذلیل و خواری که دارند بهترین طعمه برای کسانی هستند که قصد کنترل و چپاول و غارت و اسارت دیگران محسوب میشوند. برای همین هم غارتگران روی تربیت افراد فاقد عزتنفس سرمایهگذاریهای کلانی انجام میدهند.
عزتنفس که نباشد، همهچیزهای خوب بیارزش و زندگی سرد و تاریک است. برعکس عزتنفس که باشد همهچیزهای خوب، خودشان کمکم میآیند و روشنایی این گوهر بیهمتا بیآنکه متوجه باشیم، تمام زوایای تاریک زندگی ما را پر میکند؛ درواقع ازنظر من، برای کسانی که دنبال راز خوشبختی و موفقیت هستند، یک راه بیشتر وجود ندارد و آن، چیزی جز تقویت عزتنفس نیست.
سرمایه گذاری روی خودت را شروع کن، ثروت و درآمدت را افزایش بده