آبراهام هیکس
1- در بذر آرزوهایتان هر چیزی که برای رشد و شکوفایی شما لازم است، وجود دارد. و قانون جذب، موتور محرکهای است که این کار را برایتان انجام میدهد. تنها وظیفه شما این است که به آن بذر مکانی حاصلخیز برای رشد و توسعه بدهید.
2- فرضیهای که اکثر مردم به آن معتقدند این است که خوبی به خودی خود وجود ندارد؛ باید ایجاد شود، خواسته شود. ولی ما میگوییم که خوبی به صورت طبیعی وجود دارد. نیازی به درخواست کردنش نیست، فقط کافی است توسعهاش دهید.
3- والدین نمیخواهند که فرزندانشان تصمیمات اشتباهی بگیرند، پس به آنها اصلا اجازه تصمیمگیری نمیدهند. و کودکان مستقل میشوند و والدین آزردهخاطر و همین موضوع خیلی زود به موضوعی ناراحتکننده تبدیل میشود. اگر فرزندانتان را تشویق کنید که نهایت تلاششان را بکنند، و اشتیاق طبیعی وجودشان را سرکوب نکنند، میتوانند بدرخشند و موفق شوند و به شما و به خودشان نشان دهند که چه قابلیتهایی دارند. اینگونه همه پیروز خواهند بود.
4- شما مخلوقاتی هستید که وارد این دنیا شدهاید و قرار است به پیشرفت، رشد و تغییرتان ادامه دهید. سن کمال شما چه سنی است؟ «خب زمانی که آزادیام را به طور کامل درک کنم، و بتوانم خلق کنم، سنی که در زیباترین حالت ممکن باشم». و ما میگوییم با چه استانداردی این حرف را میزنید؟ یا به عبارتی چه کسی تصمیم میگیرد که بهترین سن، چه سنی است؟ و ما میگوییم، به جای این که بنشینید و سن کمال خود را مشخص کنید، چرا در مورد بهترین حالت وجودیتان تصمیم نمیگیرید؟ تا متوجه شوید که در هر سنی میتوانید به بهترین حالت وجودیتان برسید.
5- هیچ چیز وجود ندارد که بخواهید دوباره تجربهاش کنید، درستش کنید یا حسرتش را بخورید. در لحظه زندگی کنید. حالا با شناختی که از جایگاه فعلی زندگیتان دارید، میخواهید با ادامه زندگیتان چه کار کنید؟ خوب فکر کنید، فکرهای شادیبخش.
6- اگر میخواهید مسائل مادی را در تجربه زندگیتان تغییر دهید، باید افکاری داشته باشید که احساس متفاوتی نسبت به واقعیت زندگی به شما بدهند. باید داستانی در مورد مسائل مالیتان تعریف کنید که متفاوت از واقعیت کنونیتان باشند.
7- هرکسی فکر میکند که حق با اوست. بنابراین مسئله این نیست که چه کسی حق دارد و چه کسی اشتباه میکند. مسئله این است که چه کسی بیشترین هماهنگی را با منبع اصلی زندگی دارد؟ و چه کسی بیشترین اجازه را به ارتعاشات میدهد؟ و زندگی چه کسی بیشتر اوقات در بهترین شکل ممکن قرار دارد؟
8- از آنجا که دیگران نمیتوانند در تجربه زندگی شما اثرگذار باشند، نمیتوانند نتیجه حاصل از این تجربه را نیز تحت تاثیر قرار دهند. میتوانند نظرات خودشان را داشته باشند، اما مادامی که نظراتشان تاثیری بر نظرات شما نداشته باشد، میتوان گفت که بیاهمیت هستند. میلیونها نفر میتوانند مخالف شما باشند اما تا زمانی که شما عقب نکشید، هیچ تاثیری روی شما ندارند.
9- انرژی منبع اصلی زندگی همواره و به شکلی بینهایت مشغول پاسخگویی به درخواستهای شماست؛ مهم نیست که این درخواستها از نظر شما یا دیگران چقدر بزرگ یا کوچک باشند. هیچ چیز آنقدر بزرگ نیست که انرژی منبع اصلی زندگی نتواند آن را در بر بگیرد. و هیچ چیز نیز آنقدر کوچک نیست کها ین انرژی مایل به انجام آن نباشد.
10- کلافگی و خستگی به خودتان مربوط میشود؛ نه کائنات. اگر نمیتوانید چیزی را که درخواست کردهاید به دست آورید، تقصیر شماست نه کائنات. کائنات آنچه خواستهاید را برایتان آماده کرده؛ اما شاید این شما هستید که آمادگی دریافت آن را ندارید.
11- شما احتمالا نمیخواهید که باورهایتان را محدود کنید زیرا باور امری نگرشی است و هرچه باور، دیدگاه یا نگرش بیشتری داشته باشید، قدرت ارتعاشی بیشتری برای به تحققرساندن آرزوهایتان خواهید داشت. فقط کافی است آنقدر در جهتدادن به انرژی زندگیتان مهارت کنید که دیگر باورهایتان نتوانند بر شما تسلط پیدا کنند.
12- برخی افراد میگویند که به هیچ وجه نباید آرزوی پول داشته باشید زیرا پول موضوعی مادی است نه معنوی. اما میخواهیم که شما به یاد بیاورید که در این دنیا هستید؛ دنیایی فیزیکی. شما نمیتوانید خود را از بعد معنوی و روحانی خود جدا کنید؛ اما همچنین مادامی که در این دنیا هستید، نمیتوانید خود را از بعد فیزیکی یا مادی خود نیز جدا کنید.
13- نیازی نیست که تلاش کنید تا خود را به ارتعاشاتی برسانید که به صورت طبیعی برایتان مهیا شده؛ زیرا همانطور که گفتیم، به صورت طبیعی برایتان مهیا شده است. کاری که شما باید انجام دهید این است که افکار بازدارندهتان را که باعث کاهش ارتعاشات میشوند متوقف کنید. بسیار مهم است که دیگر به چیزهایی که شما را از هماهنگی با خود واقعیتان باز میدارد، توجه نکنید.
14- عدهای هستند که میگویند اگر مدتی طولانی را صرف انجام کاری دشوار کنید، برایتان آسان خواهد شد. اما ما این کار را توصیه نمیکنیم. توصیه ما این است که با آن کار همسو شوید، سپس اقدام کنید. ما توصیه میکنیم که ترس را کنار بگذارید؛ ما هیچگاه از شما نمیخواهیم که کارهایی را انجام دهید که ازشان میترسید.
15- چه چیزی بد و نامناسب است؟ چیزی بد است که متفاوت از خواسته من باشد. چه کسی میتواند تصمیم بگیرد که چه چیزی بد است؟ جری و استر پرندهای را دیدند که در لانهاش تخم گذاشت. و سپس گربه همسایه رفت و جوجه پرنده را خورد. استر گفت: «چه گربه بدی!» و گربه گفت: «عجب پرنده خوبی!»
سرمایه گذاری روی خودت را شروع کن، ثروت و درآمدت را افزایش بده